اولین ساعات تولدت
در37 هفتگی، فرشته کوچولو ما ساعت 9 شب در بیمارستان صارم به دنیا آمدی

عزیزم اینجا هم با راه طولانی که آمدی معلومه اساسی گرسنه ای

ا
اینم بابایی به همراه دوتا مامان بزرگها ، که پشت در کلی انتظارت رو کشیده بودن

مامان شب قبل از به دنیا اومدن که تو بیمارستان بودم و نخوابیده بودم.اون شبی هم که تو به دنیا آمدی از خوشحالی نخوابیدم، حس جالبی بود زمانی که تو اطاق عمل به دنیا آمدی و صورت گرفت رو کنار صورتم گذاشتن،دلم ميخواست ببوسمت اما نمیشد،وقتی به دنیا آمدی خیلی گریه نکردی و دکترها می گفتن ، چه دختر آرومی!!؟ خلاصه عزیزم اون شبم تا صبح درست حسابی نخوابیدم،آنقدر دلم ميخواست بتونم بنشینم و صورت نازت رو از بالا ببینم،اما نمیشد،
یکی دو بار به مامانی که اون شب پیشم مونده بود گفتم و تو رو بلند کرد تا بهتر ببینمت
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین ساعات تولدت
